بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

آخرین نظرات

۲۱۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

آهن منشا فرازمینی دارد

فلزات سنگین جهان درون هسته ستارگان بزرگ تولید می شوند و منظومه شمسی ساختار مناسب برای تولید فلز آهن را ندارد و فقط ستارگانی که دمای آنها به چندصد میلیون درجه می رسد می تواند آهن تولید کند در این ستاره ها وقتی مقدار معینی رسید ستارگان نمی توانند آن را در خود جای دهند و منفجر می شوند این حالت مرحله تولید نواختر نام دارد در تتیجه این انفجار شهابسنگهایی که حاوی آهن هستند در جهان پراکنده می شوند و از آنجایی که آهن در زمین تولید نمی شود نشان دهنده این است که آهن توسط شهابسنگ ها به زمین حمل شده است در قرآن کریم در سوره حدید آیه 25 نوشته شده است که:

ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسائی حق و قوانین عادلانه) نازل کردیم، تا مردم قیام به عدالت کنند، و آهن را نازل کردیم که در آن قوت شدیدی است، و منافعی برای مردم، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می‏کنند بیآنکه او را ببینند، خداوند قوی و شکست ناپذیر است

ایرادی که به این مطلب گرفته می شود این است که گفته می شود که هسته داخلی زمین از جنس آهن است نکته ی قابل توجه این است که هیچ کس تا کنون به هسته زمین راه نیافته است که جنس آن را مشخص کند زیرا دمای آن بسیار زیاد است و اگر هم جنس هسته از آهن باشد از زمانی که زمین بصورت یک کره داغ بود و از یک ستاره جداشده بود در آن تشکیل یافته است و آهنی که در پوسته زمین است و امروزه استخراج می شود توسط شهابسنگ ها به کره زمین حمل شده است.

در سایت های مختلف ضد اسلامی این مساله به شدت تکذیب می شود ولی تمام سایت های علمی این مساله را تایید می کنند:

سایت ویکی پدیا در مورد منشا آهن می نویسد:

آهن فراوان‌ترین عنصر در غول‌های قرمز است، و فراوان‌ترین فلز در شهاب‌سنگ‌ها و در هستهٔ فلزی متراکم در سیاراتی مثل زمین است.

http://en.wikipedia.org/wiki/Iron

تلوزیون دیسکاوری نیز در ویدئویی که در سال 2011در باره منشا آهن نشان دادبه این مساله اشاره کرد که :خورشید دارای دمای سطح از 6،000 درجه سانتی گراد و دمای هسته در حدود 20 میلیون درجه است.و این دما نیز حتی برایتشکیل آهن کافی نیست و صد در صد آهن منشا فرازمینی دارد.

http://www.youtube.com/watch?v=-q2jmbdTQes

سایت ویکی پدیا نیز اشاره کرده که تمامی آهن های موجود در زمین از مرگ ابرنواختر ها تشکیل شده اند.

http://wiki.answers.com/Q/Did_iron_in_earth_come_from_space

نکته قابل توجه دیگر در مورد این آیه این است که : آیه ای که در آن از آهن سخن گفته شده آیه ی 25 ام است حدید سوره ی 57 قرآن است و وزن اتمی آهن 57 است!وعدد اتمی آن 26 است و شماره ی آیه ی آهن با احتساب بسم الله نیز 26 است! جمع حروف ابجد آیه نیز 26 است که عدد اتمی آهن 26 است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۲
111 111

تفسیر نور: 
سوره انشقاق آیه 1
‏متن آیه : ‏ 
‏ إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هنگامی که آسمان می‌شکافد .‏

‏توضیحات : ‏
‏« إِنشَقَّتْ » : شکافت ( نگا : حاقّه‌ / 16 ، انفطار / 1 ) .‏

سوره انشقاق آیه 2
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و فرمان پروردگارش را می‌برد ، و چنین هم می‌سزد و حق هم همین است .‏

‏توضیحات : ‏
‏« أَذِنَتْ » : گوش فرا داد و فرمان برد . امتثال نمود . « حُقَّتْ » : سزاوار و شایسته همین است . بر آن واجب شده که منقاد و فرمانبردار باشد . در فارسی گفته می‌شود : بر او واجب است . وظیفه او است . حق همین است . و . . .‏

سوره انشقاق آیه 3
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که زمین گسترده می‌شود ( و با زدوده شدن فرازها و نشیبها و پستیها و بلندیهای آن ، صاف و هموار می‌گردد ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« مُدَّت » : کشیده و گسترده شد . مراد دو چیز است : یکم ، از میان رفتن پستیها و بلندیها و تبدیل زمین به پهنه و گستره فراخ و یکپارچه‌ای . دوم ، گسترده‌تر و فراختر شدن زمین تا برای خلائق اوّلین و آخرین گنجایش پیدا کند .‏

سوره انشقاق آیه 4
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَأَلْقَتْ مَا فِیهَا وَتَخَلَّتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و آنچه ( از خزینه‌ها و مرده‌ها ) در درون خود دارد بیرون می‌اندازد ، و ( از آنها ) خالی می‌گردد .‏

‏توضیحات : ‏
‏« أَلْقَتْ » : پرتاب کرد . بیرون افکند . « تَخَلَّتْ » : خالی گردید .‏

سوره انشقاق آیه 5
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و فرمان پروردگارش را می‌برد ، و چنین هم می‌سزد و حق هم همین است .‏

‏توضیحات : ‏
‏« أَذِنَتْ . . . » : این حوادث عظیم که با تسلیم کامل همه موجودات توأم است ، بیانگر مرحله نوین هستی است . جواب ( إِذا ) محذوف است و جمله‌ای این چنین است : انسان نتیجه اعمال خوب و بد خود را می‌بیند . برخی آیه بعدی را متضمّن جواب ( إِذا ) می‌دانند .‏

سوره انشقاق آیه 6
‏متن آیه : ‏ 
‏ یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلَاقِیهِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هان ! ای انسان ! تو پیوسته با تلاش بی‌امان و رنج فراوان به سوی پروردگار خود رهسپاری ، و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد ( و نتیجه رنج و تلاش خود را خواهی دید ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« کَادِحٌ » : تلاشگرِ رنجبر . « کَدْحاً » : جدّ و جهد در کار همراه با رنج و تعب ، به گونه‌ای که در جسم و جان اثر بگذارد . « إِلی رَبِّکَ » : این آیه ، بیانگر ذاتِ جویا و کوشای انسان و حرکت دائمی این رهرو رنجبر نالان در کاروان جهان گذران به سوی یزدان سبحان است . « فَمُلاقِیهِ » : به پروردگار خود می‌رسی . به نتیجه تلاش و رنج خود می‌رسی . ضمیر ( هِ ) به رَبّ یا کَدْح برمی‌گردد .‏

سوره انشقاق آیه 7
‏متن آیه : ‏ 
‏ فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏در آن وقت ، هرکس نامه اعمالش به دست راستش داده شود .‏

‏توضیحات : ‏
‏« کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ » : ( نگا : اسراء / 71 ، حاقّه‌ / 19 ) .‏

سوره انشقاق آیه 8
‏متن آیه : ‏ 
‏ فَسَوْفَ یُحَاسَبُ حِسَاباً یَسِیراً ‏

‏ترجمه : ‏
‏با او حساب ساده و آسانی خواهد شد .‏

‏توضیحات : ‏
‏« سَوْفَ یُحَاسَبُ » : محاسبه و رسیدگی خواهد شد .‏

سوره انشقاق آیه 9
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَیَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُوراً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و خرّم و شادان به سوی کسان و خویشان مؤمن خود برمی‌گردد .‏

‏توضیحات : ‏
‏« أَهْلِهِ » : خویشان و کسان او . مراد مؤمنان است .‏

سوره انشقاق آیه 10
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و امّا کسی که از پشت سر نامه اعمالش بدو داده شود .‏

‏توضیحات : ‏
‏« وَرَآءَ ظَهْرِهِ » : پشت سرش . اشخاص کافر و گناهکار نامه اعمال خود را از پشت سر و با دست چپ دریافت می‌دارند . چنین کاری بیانگر بیزاری ایشان از این نامه شوم و پرونده بدشگون است ( نگا : حاقّه‌ / 25 ) .‏

سوره انشقاق آیه 11
‏متن آیه : ‏ 
‏ فَسَوْفَ یَدْعُو ثُبُوراً ‏

‏ترجمه : ‏
‏مرگ را فریاد خواهد داشت و هلاک خود را خواهد طلبید .‏

‏توضیحات : ‏
‏« یَدْعُو » : فریاد می‌دارد . می‌طلبد . الف زائدی در رسم‌الخطّ قرآنی در آخر دارد . « ثُبُوراً » : هلاک و نابودی ( نگا : فرقان‌ / 13 و 14 ) .‏

سوره انشقاق آیه 12
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَیَصْلَى سَعِیراً ‏

‏ترجمه : ‏
‏و به آتش سوزان دوزخ در خواهد آمد و خواهد سوخت .‏

‏توضیحات : ‏
‏« یَصْلی‌ » : به آتش وارد می‌گردد و بدان می‌سوزد ( نگا : نساء / 10 ، ابراهیم‌ / 29 ، اسراء / 189 ) . « سَعِیراً » : آتش سوزان و شعله‌ور . دوزخ .‏

سوره انشقاق آیه 13
‏متن آیه : ‏ 
‏ إِنَّهُ کَانَ فِی أَهْلِهِ مَسْرُوراً ‏

‏ترجمه : ‏
‏این بدان خاطر است که در میان خانواده و کسان خود ( در جهان ، سرمست از شهوات و لذائذ حیوانی ، و ) مسرور ( از کفر و گناه خویش ) بوده است .‏

‏توضیحات : ‏
‏« أَهْلِهِ » : خانواده و خویشان خود . دوستان و همدمان خود . « کَانَ . . . مَسْرُوراً » : مراد سُرور ناشی از شهوتها و غفلتها ، و لذّت حاصل از کفر و گناه است . سُروری نکوهیده و مذموم است که انسان را از یاد خدا غافل کند و او را در شهوات غوطه‌ور سازد .‏

سوره انشقاق آیه 14
‏متن آیه : ‏ 
‏ إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن یَحُورَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و او گمان می‌برده است که وی هرگز ( به سوی خدا برای حساب و کتاب ) باز نخواهد گشت .‏

‏توضیحات : ‏
‏« لَن یَحُورَ » : باز نمی‌گردد . مراد این است که به معاد باور نداشته است و معتقد به رستاخیز و حساب و کتاب اخروی و بهشت و دوزخ نبوده است .‏

سوره انشقاق آیه 15
‏متن آیه : ‏ 
‏ بَلَى إِنَّ رَبَّهُ کَانَ بِهِ بَصِیراً ‏

‏ترجمه : ‏
‏( زهی خیال باطل ! ) آری که ( او زنده می‌گردد و به سوی پروردگارش برمی‌گردد ، و ) پروردگارش او را دیده است و آگاه از ( احوال و افعال و اقوال ) او بوده است ( و در لحظه لحظه زندگیش وی را پائیده است ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« بَلی‌ » : آری ! حرفی است که عدم رجوع را باطل می‌کند ، و رجوع را قطعی و محقّق می‌دارد .‏

سوره انشقاق آیه 16
‏متن آیه : ‏ 
‏ فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏سوگند به شفق !‏

‏توضیحات : ‏
‏« فَلآ أُقْسِمُ » : ( نگا : واقعه‌ / 75 ، حاقّه‌ / 38 ، معارج‌ / 40 ) . « الشَّفَقِ » : سرخی کناره آسمان در افق مغرب ، در آغاز غروب آفتاب .‏

سوره انشقاق آیه 17
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَاللَّیْلِ وَمَا وَسَقَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و سوگند به شب و هرآنچه که فرا می‌گیرد و زیر تاریکی خود جمع می‌گرداند !‏

‏توضیحات : ‏
‏« وَسَقَ » : فرا گرفت . جمع کرد . در صورت اخیر ، اشاره به بازگشت انواع حیوانات و پرندگان و حتّی انسانها به خانه‌ها و لانه‌های خود به هنگام شب است که مایه آرامش و آسایش عمومی جانداران است .‏

سوره انشقاق آیه 18
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و سوگند به ماه ، بدان گاه که ( بدر کامل می‌شود و نور و شکل آن ) جمع و جور می‌گردد !‏

‏توضیحات : ‏
‏« إتَّسَقَ » : جمع گردید . جمع و جور شد . گِرد و تمام شد . مراد کمال نور ماه در شب چهارده است که ماه در این حالت فروغ و زیبائی خاصّی دارد .‏

سوره انشقاق آیه 19
‏متن آیه : ‏ 
‏ لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَن طَبَقٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏قطعاً مراتب و حالات مختلفی را یکی پس از دیگری ( در مسیر زندگی دنیوی ) طی خواهید کرد و با اوضاع و احوال گوناگونی ( در آخرت ) روبرو خواهید شد . ( از قبیل : کودکی و جوانی و پیری ، سلامت و بیماری ، خوشی و ناخوشی ، زندگی و مرگ ، برزخ و رستاخیز و قیامت ، و . . . ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« لَتَرْکَبُنَّ » : قطعاً حال به حال می‌گردید و احوال و اوضاع گوناگونی را پشت سر می‌گذارید . « طَبَقاً » : چیزی که مطابق با چیز دیگری است . در اینجا مراد حالت و مرتبت است . « عَنْ » : در اینجا به معنی ( بَعْدَ ) است . همان گونه که گفته می‌شود : فُلانٌ عَظیمٌ ، أَباً عَنْ جَدٍّ . بعضی واژه ( طَبَق ) را به معنی آخرت دانسته‌اند که در آن انسان مطابق این جهان زنده می‌گردد و حسّ و شعور پیدا می‌کند ، امّا برابر ضوابط خاصّ خود ( نگا : جزء عم شیخ محمّد عبده ) .‏

سوره انشقاق آیه 20
‏متن آیه : ‏ 
‏ فَمَا لَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏ایشان را چه شده است که ایمان نمی‌آورند ؟‏

‏توضیحات : ‏
‏« مَا لَهُمْ ؟ » : ایشان را چه شده است‌ ؟ یعنی دلائل خداشناسی و خداپرستی در آفاق و انفس ، فراوان و آشکار است ، این مردم چرا باید به قرآن و نبوّت و دیانت و آخرت و سائر حقائق دیگر ، ایمان نیاورند ؟ !‏

سوره انشقاق آیه 21
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا قُرِئَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنُ لَا یَسْجُدُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده می‌شود ( در برابر صاحب قرآن و پروردگار زمین و آسمان به خاک مذلّت و بندگی نمی‌افتند و ) کرنش نمی‌برند ؟‏

‏توضیحات : ‏
‏« لا یَسْجُدُونَ » : خضوع و خشوع نمی‌کنند . سجده و کرنش نمی‌برند . مقصود از سجده ، تن دادن و سر فرود آوردن در برابر اعجاز قرآن و اوامر و احکام آن است . یا مراد این است که چرا نباید در برابر شنیدن قرآن ، خوف خدا در دل و جان پیدا شود ، و سر تسلیم در پیشگاه یزدان فرود آورده شود ؟‏

سوره انشقاق آیه 22
‏متن آیه : ‏ 
‏ بَلِ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُکَذِّبُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏بلکه کافران ( به سبب تعصّب و تقلید کورکورانه از نیاکان ، و حفظ منافع مادی ، و کسب آزادی برای اشباع هوسهای اهریمنانه ، آیات الهی و رستاخیز و بهشت و دوزخ را ) تکذیب می‌دارند و دروغ می‌شمارند .‏

‏توضیحات : ‏
‏« یُکَذِّبُونَ » : به کار بردن فعل مضارع ، برای استمرار است ، و گواه بر این معنی که کافران در تکذیبهای خود اصرار داشته و دارند .‏

سوره انشقاق آیه 23
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا یُوعُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خداوند به خوبی می‌داند که آنان چه چیزیهایی ( از کینه و دشمنیها بر ضدّ اسلام در درون دلهای خود ) نگاه می‌دارند .‏

‏توضیحات : ‏
‏« أَعْلَمُ » : آگاه‌تر . مراد خوبِ خوب ، یا آگاه‌تر از خودشان است . « یُوعُونَ » : نگاه می‌دارند . در ظرف دلها پنهان می‌نمایند و به دل می‌گیرند ( نگا : معارج‌ / 18 ، حاقّه‌ / 12 ) .‏

سوره انشقاق آیه 24
‏متن آیه : ‏ 
‏ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏پس ایشان را به عذاب دردناکی مژده بده !‏

‏توضیحات : ‏
‏« بَشِّرْهُمْ » : استعمال مژده‌دادن به جای بیم دادن ، جنبه طعن و ریشخند دارد .‏

سوره انشقاق آیه 25
‏متن آیه : ‏ 
‏ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏لیکن کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند ، آنان دارای پاداش ناگسستنی و پایان ناپذیرفتنی هستند .‏

‏توضیحات : ‏
‏« إِلاَّ الَّذِینَ . . . » : حرف ( إِلاّ ) به معنی ( لکِن ) است ، و استثناء منقطع از ضمیر ( هُمْ ) در آیه پیشین است . آن را استثناء متّصل نیز دانسته‌اند . در این صورت معنی آیه چنین است : مگر به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند که آنان دارای پاداش ناگسستنی و پایان ناپذیرفتنی می‌باشند . « غَیْرُ مَمْنُونٍ » : ناگسستنی و نامقطوع ( نگا : هود / 108 ) . بدون منّت . بی‌حساب و بی‌شمار ( نگا : بقره‌ / 212 ، آل‌عمران‌ / 27 و 37 ، زمر / 10 ، غافر / 40 ) .
بازگشت به لیست سوره‌ها

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۴۷
111 111

تفسیر نور: 
سوره تکویر آیه 1
‏متن آیه : ‏ 
‏ إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هنگامی که خورشید درهم پیچیده می‌شود ( و نظام جهان درهم می‌ریزد ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« کُوِّرَتْ » : درهم پیچیده شد . در هم نوردیده گردید ( نگا : زمر / 5 ) . مراد از میان رفتن نور خورشید و فروافتادن آن است .‏

سوره تکویر آیه 2
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که ستارگان تیره و تار می‌گردند و فرو می‌افتند .‏

‏توضیحات : ‏
‏« انکَدَرَتْ » : فرو افتادند ( نگا : انفطار / 2 ) . بی‌فروغ و تاریک شدند ( نگا : مرسلات‌ / 8 ) .‏

سوره تکویر آیه 3
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که کوهها ( از جای خود برکنده می‌شوند و به این سو و آن سو ) رانده می‌شوند .‏

‏توضیحات : ‏
‏« سُیِّرَتْ » : به حرکت انداخته شد . رانده گردید ( نگا : کهف‌ / 47 ، نبأ / 20 ) .‏

سوره تکویر آیه 4
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که ( با ارزش‌ترین اموال ، از جمله ) شتران آبستنی که ده ماه از حمل آنها گذشته است به دست فراموشی سپرده می‌شوند .‏

‏توضیحات : ‏
‏« الْعِشَارُ » : جمع عُشَراء ، شترانی که ده ماه از آبستنی آنها گذشته است و نفیس‌ترین چیز در پیش عربها بودند . شتران آبستنی که دو ماه برای وضع حمل آنها مانده باشد ( نگا : المصحف المیسّر ) . « عُطِّلَتْ » : به حال خود رها شدند . آیه برای تمثیل است . یعنی اگر به فرض ، مردمان در این هنگام شترانی بدین صفت هم داشته باشند ، آنها را رها می‌سازند .‏

سوره تکویر آیه 5
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که ددان و جانداران گرد آورده می‌شوند ( و خوی درندگی و رمندگی را از ترس فراموش می‌کنند ، و برای کاستن از وحشت در کنار هم قرار می‌گیرند و به هم می‌آمیزند ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« حُشِرَتْ » : گردآورده شدند . هلاک گشتند ( نگا : معجم‌الفاظ القرآن الکریم ) .‏

سوره تکویر آیه 6
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که دریاها سراسر برافروخته می‌گردند ( و گدازه‌ها و گازهای درون زمین طوفانهای آتشین و انفجارهای هولناکی پدید می‌آورند ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« سُجِّرَتْ » : سراسر آتش گردید . فروزان و برافروخته شد .‏

سوره تکویر آیه 7
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که دوباره جانها به پیکرها درآورده می‌شوند و جفت یکدیگر می‌گردند .‏

‏توضیحات : ‏
‏« النُّفُوسُ » : جمع نَفْس ، جانها و روانها . « زُوِّجَتْ » : جفت اصل خود گردانده شد ، و به منشأ خویش ، یعنی بدن درآورده شد . این آیه بیانگر این مطلب است که پس از مرگِ انسانها ، جانها از پیکرها جدا می‌گردند و به گونه مستقلّی بسر می‌برند ، و پیکرها به خاکها تبدیل و جذب عناصر دیگر می‌شوند و شکلها و صورتهای ترکیبی جدیدی را پیدا می‌کنند ، با نفخه دوم صور و به فرمان ربّ غفور ، بار دیگر روانها وارد کالبدهای خود می‌گردند ، و چشم به جهان نو می‌گشایند و تا ابد به گونه شگفتی زندگی می‌نمایند .‏

سوره تکویر آیه 8
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که از دختر زنده‌بگور پرسیده می‌شود .‏

‏توضیحات : ‏
‏« الْمَوْءُودَةُ » : دختر زنده بگور . برخی از عربها در دوره جاهلی ، دختران خود را به دلائلی زنده بگور می‌کردند ، از جمله : از ترس فقر و تنگدستی ، و خوف از ننگ و عار زنا ، و هراس از اسارت دختران در جنگها و به صورت کنیز درآمدن ایشان . امّا دختر زنده بگور می‌تواند نماد مظلومیّت بوده و گفت : « هر موجود زنده و مستعدّی که ظالمانه نابود شود ، و هر استعداد زنده‌ای که خفه گردد و هر حقی که از میان برود ، موءودة است و از آن سؤال و بازخواست می‌شود » ( نگا : پرتوی از قرآن ) .‏

سوره تکویر آیه 9
‏متن آیه : ‏ 
‏ بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏به سبب کدامین گناه کشته شده است‌ ؟‏

‏توضیحات : ‏
‏« بِأَیِّ ذَنبٍ . . . » : نکته قابل توجّه این است که قرآن نمی‌گوید از قاتلان بازخواست می‌شود ، بلکه می‌گوید از چنین کودکان معصوم و مظلوم پرسش می‌شود . گوئی قاتلان ارزش بازپرسی را ندارند .‏

سوره تکویر آیه 10
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که نامه‌های اعمال پخش و گشوده می‌شود .‏

‏توضیحات : ‏
‏« الصُحُفُ » : نامه‌های اعمال . « نُشِرَتْ » : پخش شد در میان مردمان . گشوده و باز گردید و بدانها نگریسته شد ( نگا : شربینی ، المنتخب ) .‏

سوره تکویر آیه 11
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا السَّمَاء کُشِطَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که آسمان ( همچون پوست حیوان ) برکنده می‌شود .‏

‏توضیحات : ‏
‏« کُشِطَتْ » : پوست کنده شد . یعنی : چیزی به نام آسمان در میان نماند . پرده از روی آن برگرفته شد . یعنی : پرده‌هائی که در این دنیا بر جهان ماده و عالم بالا افکنده شده است و مانع از آن است که مردم فرشتگان یا بهشت و دوزخ را ببینند کنار می‌رود ، و انسانها حقائق هستی را عیان می‌بینند ( نگا : شعراء / 91 ، نازعات‌ / 36 ) .‏

سوره تکویر آیه 12
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که دوزخ کاملاً برافروخته و شعله‌ور می‌شود .‏

‏توضیحات : ‏
‏« سُعِّرَتْ » : برافروخته گردید . مشتعل شد . آتش در گرفت .‏

سوره تکویر آیه 13
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و هنگامی که بهشت ( برای پرهیزگاران ) نزدیک آورده می‌شود .‏

‏توضیحات : ‏
‏« أُزْلِفَتْ » : نزدیک گردانده شد ( نگا : شعراء / 90 ، ق / 31 ) .‏

سوره تکویر آیه 14
‏متن آیه : ‏ 
‏ عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ ‏

‏ترجمه : ‏
‏( آری ! در آن موقع ) هرکسی می‌داند چه چیزی را آماده کرده است و تهیّه دیده است ( و با خود به قیامت آورده است ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« عَلِمَتْ » : ( نگا : آل‌عمران‌ / 30 ) . این آیه ، جواب واژه ( إِذا ) در آیات پیشین است .‏

سوره تکویر آیه 15
‏متن آیه : ‏ 
‏ فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏سوگند به ستارگانی که واپس می‌روند ( و در پرتو خورشید از دیدگان مردمان پنهان می‌شوند ) !‏

‏توضیحات : ‏
‏« فَلآ أُقْسِمُ » : ( نگا : واقعه‌ / 75 ، حاقّه‌ / 38 ، معارج‌ / 40 ، قیامه‌ / 1 و 2 ) . « الْخُنَّسِ » : جمع خانِس ، واپس روندگان . واپس ماندگان . مراد همه ستارگان است که با طلوع خورشید ، از دیدگان ما انسانها ، انگار خویشتن را واپس می‌کشند ، و به درون لانه‌های خود می‌خزند .‏

سوره تکویر آیه 16
‏متن آیه : ‏ 
‏ الْجَوَارِ الْکُنَّسِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏سیّارگانی که ( حرکت می‌کنند و از دیده‌ها ) پنهان و مخفی می‌شوند .‏

‏توضیحات : ‏
‏« الْجَوارِی‌ » : جمع جاریه ، روندگان . سیّارگان . در رسم‌الخطّ قرآنی یاء آن برای تخفیف حذف شده است . « الْکُنَّسِ » : جمع کانِس ، پنهان شونده .‏

سوره تکویر آیه 17
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و سوگند به شب بدان گاه که پشت می‌کند و به آخر می‌رسد ( و رو به سوی روشنائی و نور می‌رود ) !‏

‏توضیحات : ‏
‏« عَسْعَسَ » : شب روآورد و تاریک شد . شب پشت کرد و کم‌رنگ گردید . این واژه از اضداد است ، ولی به قرینه : وَالَّیْلِ إِذَا أَدْبَرَ ( مدّثّر / 33 ) ، شاید به آخر رسیدن شب مراد باشد که در برابر طلیعه‌های نور عقب‌نشینی می‌کند و دامنه‌های تاریک شب برچیده می‌شود و زندگان به جنبش درمی‌آیند .‏

سوره تکویر آیه 18
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و سوگند به صبح بدان گاه که می‌دمد ( و با طلوع سپیده ، چهره نورانی و پرفروغ خود را به جهانیان می‌نمایاند ، و با نسیم حیات‌بخش خویش خفتگان را به حرکت و تلاش می‌کشاند ، و از بی‌خبری به بیداری و هوشیاری می‌رساند ) !‏

‏توضیحات : ‏
‏« تَنَفَّسَ » : نفس کشید . دمیدن گرفت . انگار صبح شخصی است که از فشار غم رها و نفَس راحتی می‌کشد . مراد روشن شدن است ( نگا : مدّثّر / 34 ) .‏

سوره تکویر آیه 19
‏متن آیه : ‏ 
‏ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏این قرآن ، کلام ( خدا و توسّط ) فرستاده بزرگواری ( جبرئیل نام برای محمّد پیغمبر اسلام ، روانه شده ) است .‏

‏توضیحات : ‏
‏« إِنَّهُ » : ضمیر ( هُ ) به قرآن ، یا به خبرهای پیشین مذکور در این سوره برمی‌گردد . این آیه جواب سوگندهای پیشین است . « رَسُولٍ » : مراد جبرئیل است .‏

سوره تکویر آیه 20
‏متن آیه : ‏ 
‏ ذِی قُوَّةٍ عِندَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏او ( در ادای مأموریّت خود توانا و ) نیرومند است ، و نزد خداوندِ صاحبِ عرش دارای منزلت و مکانت والائی است .‏

‏توضیحات : ‏
‏« مَکِینٍ » : دارای مکانت و منزلت . برجسته ( نگا : یوسف‌ / 54 ) .‏

سوره تکویر آیه 21
‏متن آیه : ‏ 
‏ مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏او در آنجا ( که ملکوت اعلی و عالم فرشتگان است ) فرمانروا ، و ( در کار ابلاغِ وحی و پیام الهی ) امین و درستکار است .‏

‏توضیحات : ‏
‏« مُطَاعٍ » : فرمانروا . اطاعت شونده . « ثَمَّ » : آنجا . مراد عالم بالا و ملکوت اعلی است که اصل آن را خدا می‌داند و بس .‏

سوره تکویر آیه 22
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَمَا صَاحِبُکُم بِمَجْنُونٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏همدم و معاشر شما ( محمّد پسر عبدالّله ) دیوانه نیست ( و خوب او را می‌شناسید و به عقل و شخصیّت و بزرگی او اعتراف دارید ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« صَاحِبُ » : دوست و رفیق . مُصاحب و مُعاشر . تعبیر صاحب ، اشاره به این است که او سالیان دراز در میان قریشیان زندگی کرده بود و او را امین می‌نامیدند ، و تا وحی برای وی نیامده بود او را خردمند و هوشمند و فرزانه می‌دانستند ، ولی پس از آن دیوانه‌اش قلمداد می‌کردند .‏

سوره تکویر آیه 23
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏محمّد به طور مسلّم جبرئیل را در کرانه روشن ( عالم بالا ، در سدرةالمُنْتَهی ، به صورت فرشتگی خود ) مشاهده کرده است .‏

‏توضیحات : ‏
‏« لَقَدْ رَءَاهُ » : قطعاً محمّد جبرئیل را دیده است . « الأُفُقِ الْمُبِینِ » : افق روشن و آشکار . افقی که نمایاننده فرشتگان است و فرشتگان در آنجا به صورت اصلی دیده می‌شوند . مراد افق عالم بالا ، در صدرةالمنتهی ، که بهشت آنجا است می‌باشد ( نگا : نجم‌ / 7 و 8 و 9 ) .‏

سوره تکویر آیه 24
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَمَا هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِینٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏او ( که محمّد امین است ، مطالب وحی آسمانی را بر شما پوشیده نمی‌دارد ، و از اعلام آن دریغ نمی‌ورزد و ) نسبت به شما درباره غیب بخل نشان نمی‌دهد .‏

‏توضیحات : ‏
‏« الْغَیْبِ » : مراد وحی ، یعنی هر آن چیزی است که درباره روز قیامت ، ذات و صفات خدا ، بهشت و دوزخ ، فرشتگان ، و غیره از سوی خدا به پیغمبر ابلاغ می‌شده است . « ضَنِینٍ » : بخیل . تنگ‌چشم . هدف اصلی آیه این است که : پیغمبر اسلام در تبلیغ و تعلیم مطالب وحی ، کمترین تعلل و قصوری نمی‌کند و هر چیزی را که بداند به شما می‌آموزد ، و مانند کاهنان و ساحران نیست که آموخته‌های خود را به دیگران منتقل نکند .‏

سوره تکویر آیه 25
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و این قرآن ، گفتار اهریمن رانده و مانده ( از درگاه رحمت الهی ) نیست .‏

‏توضیحات : ‏
‏« رَجِیمٍ » : مطرود . رانده شده از لطف و رحم خدا ( نگا : آل‌عمران‌ / 36 ، حجر / 17 و 34 ، نحل‌ / 98 ، ص‌ / 77 ) .‏

سوره تکویر آیه 26
‏متن آیه : ‏ 
‏ فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏پس کجا می‌روید ؟ ( محمّد با بیان حجّت و رساندن حق و حقیقت بر شما اتمام حجّت کرده است . پس هرجائی و راهی که بروید ، گمراهی و سرگشتگی است ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« أَیْنَ تَذْهَبُونَ ؟ » : کجا می‌روید ؟ یعنی جز راه قرآن ، هرکجا بروید بیراهه است . این پرسش همانند پرسش از کسی است که جاده مستقیم را رها سازد و بیراهه برود و او را ندا دهند : آهای کجا می‌روی‌ ؟‏

سوره تکویر آیه 27
‏متن آیه : ‏ 
‏ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏این قرآن جز پند و اندرز جهانیان نیست ( و سراسر آن بیدارباش و هوشیار باش شعور و فطرتهای خفته است ) .‏

‏توضیحات : ‏
‏« إنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ » : ( نگا : یوسف‌ / 104 ، ص‌ / 87 ، قلم‌ / 52 ) .‏

سوره تکویر آیه 28
‏متن آیه : ‏ 
‏ لِمَن شَاء مِنکُمْ أَن یَسْتَقِیمَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏برای کسانی از شما که ( خواستار راستی و درستی و طی طریق جاده مستقیم باشند و ) بخواهند راستای راه را در پیش بگیرند .‏

‏توضیحات : ‏
‏« لِمَنْ . . . » : بدل از ( الْعَالَمِینَ ) است . « أَن یَسْتَقِیمَ » : این که راه راست را در پیش گیرد ( نگا : جنّ‌ / 16 ) . بر حق و حقیقت استقامت و پایداری داشته باشد ( نگا : فصّلت‌ / 30 ، احقاف‌ / 13 ) .‏

سوره تکویر آیه 29
‏متن آیه : ‏ 
‏ وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏و حال این که نمی‌توانید بخواهید جز چیزهائی را که خداوند جهانیان بخواهد .‏

‏توضیحات : ‏
‏« وَ » : واو حالیّه است ( نگا : التفسیر القرآنی للقرآن ) . « وَ مَا تَشَآءُونَ . . . » : مراد این است که فرمانروای مطلق خدا است ، و رفتار و کردار بنده وقتی از قوّه به فعل درمی‌آید که بنده بخواهد و خدا هم بخواهد ، و خواست بنده با خواست خدا همنوا شود . یعنی اعمال آدمی فقط منحصر و موقوف به خواست خودش نمی‌باشد . بلکه زمانی خواست انسان به عمل تبدیل می‌گردد که خدا اجازه صدور آن را بدهد . به عبارت دیگر تصمیم کار انسان است و توفیق کار خدا . آخر اگر انسان در این جهان کاملاً آزاد باشد ، و چنان قدرتی را در دست داشته باشد که هرچه بخواهد بتواند انجام دهد ، نظم و نظام دنیا به هم می‌خورد و جهان ویران می‌شود ( نگا : انسان‌ / 30 ) .‏



بازگشت به لیست سوره‌ها

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۳۷
111 111



دریافت
مدت زمان: 51 ثانیه 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۳۲
111 111

عکس و سوره: سورهء نور و عدد 24

سورهء نور بیست و چهارمین سورهء قرآن است و کلمهء نور 24 بار در کل قرآن تکرار شده است؛ اما مشتقات آن (منیر، نورکم، نوره...)7 بار در سورهء نور و 49 بار در کل قرآن تکرار شده است، یعنی 7×7 دفعه؛  که هفت همان عدد اعجاز انگیز قرآن است.......


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۱۹
111 111

نقش کوه ها در استواری زمین

در نه جای قرآن از کوه ها با تعبیر«رواسی »یاد شده است (24) و جعلنا فی الارض رواسی ان تمید بهم (25) ،و کوه ها را در زمین پا بر جا و استوار نهادیم تا مبادا[زمین]آنان[مردم]را تکان دهد و بلرزاند».

اساسا تعبیر از کوه ها به «رواسی »بدان جهت است که «ثابت هایی »هستند که برریشه های مستحکم استوار می باشند و از ماده «رست السفینة »گرفته شده،به معنای لنگر انداختن کشتی است که به وسیله این لنگرها در تلاطم آب های دریا استوار وپا بر جا می ماند.از این رو،کوه ها هم چون لنگرهایی هستند که زمین را در گردش ها وچرخش های خود،از لرزش و تکان باز می دارد.

هم چنین از کوه ها به «اوتاد»تعبیر شده،به معنای میخ ها،که زمین را از هم پاشی و فرو ریزی نگاه می دارد و الجبال اوتادا (26).

مولا امیر مؤمنان در این زمینه گفتاری دارد،که به خوبی تعابیر اعجاز گونه قرآن راروشن می سازد.می فرماید:

«و جبل جلا میدها،و نشوز متونها و اطوادها،فارساها فی مراسیها،و الزمهامقراراتها.فمضت رؤوسها فی الهواء،و رست اصولها فی الماء.فانهد جبالها عن سهولها،و اساخ قواعدها فی متون اقطارها و مواضع انصابها.فاشهق قلالها،و اطال انشازها،و جعلها للارض عمادا، و ارزها فیها اوتادا.فسکنت علی حرکتها من ان تمید باهلها،او تسیخ بحملها،او تزول عن مواضعها.فسبحان من امسکها بعدموجان میاهها (27) ،هم راه با سرشتن صخره های بزرگ زمین و بر آمدن دل این صخره هاو قله های بلند سر به فلک کشیده،در جای گاه های خود استواریشان بخشید.پس قله ها را در هوا به بلندا برد و ریشه های شان را در آب فرو کشید.بدین سان خداوندکوه ها را با بلنداشان از دشت ها جدا ساخت و پایه های شان را چونان ریشه درختان در زمین های پیرامون و مواضع نصبشان،در اعماق زمین نفوذشان داد.کوه ها را باقله هایی بس بلند و سلسله هایی به هم پیوسته و دراز،تکیه گاه زمین ساخت وچونان میخ ها بر آن بکوفت. چنین است که زمین به رغم حرکات گوناگونی که دارد،برای ساکنانش از لرزش و تکان نگاه داشته شد و از فرو در کشیدن بار خود، بازداشته شد و از لغزش از جای گاه خود در امان ماند.پس بزرگ است خداوندی که زمین را به رغم تلاطم امواج خروشان آب های آن،چنین استوار نگاه داشت ».

در بخشی از این گفتار درربار آمده:«زمین به رغم حرکت های خود از لغزش ولرزش و فرو پاشیدگی نگاه داشته شد.»از این گفتار سه نکته به دست می آید:

1- زمین دارای حرکت های گوناگون است،ولی به رغم این حرکت ها آرامش وتعادل خود را حفظ کرده است.

2- پوسته زمین مستحکم است و از هم نمی گسلد و لایه هایش گسسته نمی شود،تا ساکنان و بارهایش را در درون خود فرو نکشد.

3- زمین در حرکت وضعی و انتقالی و برخی حرکت های دیگر،آرام و استواراست و از مدارهایی که به طور منظم در آن می گردد، بیرون نمی افتد.

این گونه نکته ها امروزه مورد تایید اکتشافات و پژوهش های علمی قرارگرفته است.این اثر بزرگ کوه ها-که حیات را بر پهنای زمین میسر ساخته است به دلیل آن است که سلسله کوه های پراکنده در پوسته سخت زمین،همانند کمربندزنجیره ای اطراف زمین را در بر گرفته اند.

اکنون بهتر می توانیم به ظرافت و دقت فرموده امام علیه السلام در خطبه یکم نهج البلاغه پی ببریم،که به جای کلمه جبال(کوه ها) واژه صخور(صخره ها)را به کار برده «و وتدبالصخور میدان ارضه،و به کوه های گران،زمین را میخ کوب نموده به آن استواری بخشیده است ».این گفتار،تفسیر آیه فوق الذکر است و جعلنا فی الارض رواسی ان تمید بهم (28).امام علیه السلام جنبه «صخره ای »بودن کوه ها را در جهت استحکام و استواری مرتبط می داند.

سلسله کوه های سنگی-با پستی و بلندی هایی که دارند-نقش بزرگی در تعادل زمین و ثبات اجزا و استواری پوسته آن دارند تا این کوه ها با وجود شعله ور بودن درون و التهاب گداخته های آن،درهم شکسته و لرزان نشوند.

آشنایان با علوم طبیعی می دانند که زمین با حلقه هایی از سلسله کوه ها،محاصره شده است و این امر عامل حفظ بیش تر ثبات زمین می باشد.حکمت و چگونگی ارتباط این سلسله کوه ها با یک دیگر و جهت امتداد آن ها نیز بر طبیعی دانان پوشیده نیست.این سلسله کوه ها بر اساس نظمی بدیع و محکم و توجه بر انگیز،زمین را به شکل حلقه هایی کوهستانی در آورده است که از چهار طرف آن را در بر گرفته اند.

وقتی به نقشه طبیعی زمین نظر می افکنیم،ناهم واری های زمین را به روشنی مشاهده می کنیم و می بینیم سلسله کوه ها به طور عموم در طول هر قاره امتدادمی یابد.گویا این کوه ها ستون فقرات قاره ها هستند.

هنگامی که به شبه جزیره های هر قاره می نگریم سلسله کوه ها را در طولانی ترین شکل ممکن امتداد یافته می یابیم.در طول جزایر کوهستانی-بزرگ یا کوچک-نیزسلسله کوه هایی یافت می شود.

امروزه با سیر و مطالعه در بستر دریاها و اقیانوس ها به طور یقین ثابت شده است که بیش تر جزیره ها و ارتفاعات آن ها در حقیقت دامنه و امتداد سلسله کوه ها وجزئی از آن ها هستند،به این صورت که قسمتی از آن کوه ها در آب دریاها فرو رفته وپوشیده شده و بخشی دیگر همانند جزیره ها،بر سطح آب آشکار است.

بنابر این تمام قاره ها به وسیله سلسله کوه ها و از طریق خشکی یا دریا به یک دیگرمتصل اند.جالب توجه است بدانیم،حلقه ای از سلسله کوه ها در زیر دریا و درنزدیکی ساحل شمالی قاره های سه گانه شمالی قرار دارد که کاملا اقیانوس منجمدشمالی را در بر گرفته است و بسیاری از جزیره های حاشیه این ساحل برجستگی های آن سلسله کوه ها هستند.

یعنی در قطب جنوب نیز حلقه دیگری از سلسله کوه ها قرار دارد که قطب منجمد جنوب را در بر گرفته است.بین دو حلقه یاد شده حلقه های دیگر سلسله کوه ها که در طول قاره ها و اقیانوس ها از شمال تا جنوب امتداد دارد پیوندی محکم ایجاد کرده است.گویی این سلسله کوه ها،چار چوب هایی مشبک هستند که پنجه در دست آویز زمین زده اند و از متلاشی شدن و تجزیه و پراکندگی ذرات زمین درفضا جلوگیری می کنند.

از جهت دیگر،درون زمین شعله ور است.آتش بر افروخته و زبانه دار وخشمگینی در درون زمین شعله ور است،گویی نزدیک است از خشم به جوش وخروش آید و اگر ضخامت و سختی پوسته زمین نبود،این آتش بر افروخته زمین رادرهم می ریخت.زمین لرزه ها و آتش فشان هایی که گه گاه مشاهده می شود بخشی ناچیز از التهاب و فوران آتش درونی زمین است.

سختی و ضخامت پوسته روی زمین-که از دیر باز سرد مانده است-از فوران درون بر افروخته زمین مانع می شود و اگر سختی و صلابت پوسته زمین نبود،لرزش های شدید و مستمر تمام زمین را فرا می گرفت.اگر خداوند زمین را نگه نمی داشت و آرامش نمی بخشید،زمین ساکنانش را در خود فرو می کشید واطرافش شکافته می شد و همه چیز در هم فرو می ریخت.اما خداوند آسمان وزمین را نگاه می دارد تا از استواری که دارند نلغزند ان الله یمسک السماوات و الارض ان تزولا (29).

ملاحظه می شود که کوه ها صخره های کوهستانی سلسله واری هستند که زمین رااحاطه کرده اثر مستقیمی بر توازن زمین دارد و جلوی لرزش آن را می گیرد،به علاوه سختی این پوسته در بر گیرنده زمین جلوی اشتعال درونی زمین را نیز می گیرد،که درکلام مولا امیر مؤمنان علیه السلام به این حقایق آشکار(از دیدگاه علم روز)اشارت فرموده است (30).

http://www.hawzah.net

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۱۶
111 111



دریافت
مدت زمان: 29 ثانیه 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۳۷
111 111



دریافت
مدت زمان: 5 دقیقه 16 ثانیه 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۵۵
111 111

کد:10170



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۰۳
111 111



دریافت
مدت زمان: 6 دقیقه 19 ثانیه 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۲۳
111 111